عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
699
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
ننمايد ) . 1291 من امّل غير اللّه سبحانه اكذب آماله هر كه اميد و آرزويش غير خداوند سبحان بوده باشد آرزوهاى خود را دروغ از كار در آورد . 1292 من عرف اللّه سبحانه لم يشق ابدا : هر كه خداوند سبحان را بشناسد هرگز بدبخت نگردد . 1293 من لم يخف احدا لم يخف ابدا : هر كه از كسى نترسد ديگر هرگز نخواهد ترسيد ( شايد مراد اين باشد كه هر كه بجز از خدا نترسد از ديگران نخواهد ترسيد ) . 1294 من لزم المشاورة لم يعدم عند الصّواب مادحا و عند الخطاء عاذرا : هر كه مشورت كردن را همراه باشد بهنگام راست روى ستايشگر را و بگاه خطا و نادرستى عذرگو را گم نگرداند ( و در هر دو صورت كسى ملامتش ننمايد ) . 1295 من اثر رضى ربّ قادر فليتكلّم بكلمة عدل عند سلطان جابر : هر كه خوشنودى پروردگار توانا را بگزيند البتهّ بايد در نزد پادشاه ستمگر سخن بعدل و درستى گويد ( و براى خوش آمد سلطان سخنى نگويد كه خدا را بخشم آرد ) . 1296 من لم يجاز الإساءة بالإحسان فليس من الكرام : هر كس بدى را به نيكى پاداش ندهد از نيكان محسوب نگردد . 1297 من لم يحسن العفو أساء بالانتقام : هر كه از گناه خوش و آسان نگذرد به سختى و زشتى كيفر كشد . 1298 من لم يرض بالقضاء دخل الكفر دينه هر كه به قضاى خدا راضى نباشد كفر در دينش راه يابد 1299 من لم يوقن بالجزاء افسد الشّكّ يقينه : هر كه يقين بجزا و پاداش علمش نداشته باشد شكّ يقينش را از بين برده است . 1300 من لم يستغن باللهّ عن الدّنيا فلا دين له : هر كه با داشتن خدا از دنيا بى نياز نگردد ( دنيا را بر خدا و آخرت ترجيح دهد ) دين ندارد . 1301 من لم يؤثر الأخرة على الدّنيا فلا عقل له : هر كه آخرت را بر دنيا نگزيند مردى است بيخرد . 1302 من لم يؤكّد قديمه بحديثه شان سلفه و خان خلفه : هر كه نيكى كهنه را بنو استوار نگرداند نيكى گذشتهاش را عيبناك